دفتر هوش

خرید بک لینک

به هنگام ِ غروب، که آسمان لباس ِ آتشین ِ خود را برای ِ پایکوبی ِ شب به تن کرده ست، در دنج ترین نقطه ی این میهمانی، کلبه ی پر رونقی داریم... از کوچه باغ هایی که درختان طاقش زده اند گر بگذری، از روی جوی کوچک و تلؤلؤ ماه در آن که بپری، به در ِ خانه باغ ِ ما خواهی رسید. در را فشار دِه و بیا داخل، شمیم درختان ِ نارنج را به کام بگیر و خودت را برسان به بید های عاشق؛ دست راستت را بگیر و بیا جلو... . از تخت های کنار ساختمان و حوض ِ آبی رنگ ِ میزبان ِ ستارگان گذر کن و به سمت همان پنجره که نور ملایمی از آن به بیرون میوزد حرکت کن. نظاره کن. . . اینجا، لانج ِ کلبه ی ماست؛ شومینه ی گرممان، هم زمان با نقاشی کشیدن ِ شعله هایش به رنگ ِ سرخ بر روی دیوار ِ اتاق، چای را به جوش آورده ست و بوی بهار نارنج و بخار ِ چای ِ گلاب فضای لانج را عطرآگین کرده ست. من، به روی ِ صندلی ِ چوبی و راحتم نشسته ام و در کنار ِ دستم، به فاصله ی هیچ قدمی، روی جفت ِ صندلی ِ من، بانو. . . نگاه ِ من، دوخته شده ست به چشمان ِ جان بخش ِ بانو، و لبخند ِ بانو... باری هزار بار عشق را در درونم میپروراند و من هر روز شکوفه میدهم و عاشق تر میشوم... دستانم را به روی دستانش میفشارم و لبخند َش به لبان ِ من منتقل میشود، به دنبال َش آغوشش نیز ... در کنار ِ ما، روی ِ عسلی ِ کوچک، دو فنجان ِ چای ِ گلاب وجود دارد... چایت را آرام بنوش. . . دفتر هوش...ادامه مطلب

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: دوشنبه 12 دی 1401 ساعت: 19:06

زیبا رُخـی چهره در نقاب

آهستــه آمد و قلب مرا گشود

نجوا کنان مهرش فزون شد و

با غمزه ای جان و دلم رُبود

صاحب دلی مرام او ، رسمش رهزنی

هر رَه دلم برفت ، رهبان جز او نبود

عمرم به سر شود و خزان شود چند بهار

جانم بسوزد و جانان دگر نباشد

« آژمان »

دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:30

من وقتی با تو باشم چی میخوام از دنیابا غیره تو غریبست این آدمه تنهامیخوام بمونی پیشم وقتی دلم میگیرهتا غم بیاد سراغم میبینه هستی میرهبه فکرمی حتی وقتی من حواسم نیستجز تو هیچی اون چیزی که من میخواستم نیستتو بهتر از هر کی میدونی وابستم به تو به تو به ت دفتر هوش...ادامه مطلب

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:30

حتی بارش برف زمستانی و زیبای بهمن ماه و سفیدبخت شدن زمین هم نمی تواند قصه ی پر غصه ی بهمن ماهیت را التیام بخشد ، آنجا که قصه ات به رنگ غم است و ناشنیدنش خوشتر " بسته شدن دفتر حیات پدر "

جایی که تقدیر با بستن دفتری ، فصلی اندوهناک و بی پایان از دفتری دیگر را می گشاید.آنجا که فراغ فرشته ای آنچنان خالی و تهیت می کند که گویی کوهی را از سرزمینش جدا کرده اند.

« آژمان »

دفتر هوش...

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:30

یه حسی که نمیشناختمیه عشق پاک، ولی ممنوعدوتا دریادل عاشقبا یه قایق، دوتا پارو به دور از چشمه ی دنیاتا قلبامون سفر کردیمتا مرزی که دیگه هرگزنمیتونیم برگردیم نمی گفت و نپرسیدمکه این قایق کجا میرهآخه هر دو میدونستیمکه این احساس نمیمیره میدونستیم به قلبا دفتر هوش...ادامه مطلب

ما را در سایت دفتر هوش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:30

صفحه بندی